تبليغاتX
تقدیم به تمام عاشق ها

...fucking heart

My fucking heart jumps for you and I fuck my heart all the time... and I fuck myself cause I fell in this fucking love and my fucking heart always fuckes me due to your fucking love

and I love you because of no fucking reason and you love me and I fucked this fucking feeling

and my other fucking organ, I mean my fucking brain, always fights with my fucking heart and does not allow me to do something that my heart want me to do... and it is not what I want to do... I mean I want to do something that my heart wants

I fuck this fucking love and I finally fuck my fucking heart... Damn it my heart... and I fuck anything which is related to my fucking heart except you baby

Of course, you know, to be honest, there is something what you must be aware of... That is I fucked myself by this fucking text but , you know, I still love you and I really respect to this love... and I have done this all the time... You do too

(Kian)


 

خط خطی شده توسط کیان در ساعت 22:59 موضوع | لینک ثابت


Thank to God

I am here... Can you see me?! I am here with a tongue, two eyes, two ears, two foots and two hands

I need my tongue to sing for you. Specially when I hug you

My eyes... Those are what I need in order to see you. Specially when you laugh

You know what?! I really like my ears cause I can hear your nice voice by them.Your voice makes me to be relaxed when I am nervous

I have two foots for walking with you at the beach, and I need them for chasing your dreams as well

and finally, my hands... You know? God gave them to me, because he does know that I really need to touch you and it is my pleasure

Thank to God, I can feel you and it is a real dream

So, I must tell you that I really love you my real dream

(Kian)


 

خط خطی شده توسط کیان در ساعت 20:29 موضوع | لینک ثابت


می خواهم فقط با من باشی...

می خواهم فقط با من باشی... نمی دانم من می خواهم یا دلم می خواهد... می خواهم فقط در چشمان من خیره شوی... نمی دانم من می خواهم یا دلم می خواهد... می خواهم دستانت فقط در دستان من باشند... نگاهت در نگاه من... نفست برای من... تپش قلبت برای من... نمی دانم چرا اینگونه می خواهم... شاید چون دستانم را فقط در دستان تو می گذارم... نگاهم را فقط خرج نگاه تو می کنم و قلبم فقط برای تو می تپد... شاید.... ولی چه کسی از من خواست که اینگونه باشم...؟! هیچکس... خود اینگونه می خواهم... پس چرا می خواهم تو هم مثل من باشی...؟! شاید بهتر بود اگر نگاه و صدا و تپش قلب و دست و وجودم را فقط به تو اختصاص نمی دادم و فقط برای تو خرج نمی کردم... شاید و فقط شاید.......


 

خط خطی شده توسط کیان در ساعت 17:16 موضوع | لینک ثابت


نمی دانی که چه می گذرد...

 

ایستاده ای بر سر جای خود.... نشسته ای بر سر جای خود... شاید پشت پنجره... شاید پشت میز... شاید درون آکواریوم خیال... نگاه می کنی و می شنوی و فکر می کنی... نمی دانی که چه می گذرد... سلام می کنی... خدا حافظ می گویی... می پرسی... جواب می دهی... ولی نمی دانی که چه می گذرد... در همان حال موجوداتی از کنار تو می گذرند که تو آن ها را مردم می نامی و از جنس دیگر می دانی... آن ها نگاه تو را دنبال می کنند.... و تو باز هم نمی دانی که چه می گذرد..... آن ها تو را می بینند.... صدای تو را می شنوند... و درباره تو فکر می کنند.... حتی درباره تو نظر می دهند... عاشقت می شوند... به تو می گویند که تو را دوست دارند.... از تو متنفر می شوند.... و به تو خیانت می کنند.... و افسوس که تو باز هم نمی دانی چه می گذرد... لحظه ای به خود می آیی و قطره ای از دریای پرتلاطم هجوم را می بینی و غمگین می شوی و اشک می ریزی.... و چه خوب است که نمی دانی دیگر چه می گذرد.... چرا که تاب این را نداری که بدانی... و نمی دانی که چه می کردی اگر می دانستی که چه می گذرد...!!!


 

خط خطی شده توسط کیان در ساعت 9:55 موضوع | لینک ثابت


ای خدای من...

 

ای خدای من... غمگینم... ای خدای من... بی کسم... ای خدای من... تشنه ام... ای خدای من... گرسنه ام... ای خدای من...من...من...فقط من...ای خدای من... کسی هست که از او متنفرم... کسی هست که او را دوست دارم... دختری هستم جوان...جویای عشق راستین خود... به من نمی گوید مرا دوست دارد.... پسری هستم عاشق... او را می خواهم... او هم مرا دوست دارد...

بانویی هستم که وفای شوی ندیده.... مردی هستم که مهر همسر ندیده... پیرزنی هستم تنها....پیرمردی هستم بی همدم...

خدای من کاری کن که امتحانم را پاس کنم... اتوموبیلم را بخرم... مجوز کارخانه ام را بگیرم... کاری کن که او قلب مرا بخرد... کاری کن که قلب او را بخرم... خدایا این بار...فقط این بار... هر آنچه که بخواهی می کنم...فقط این بار...!!! خدایا کاری مکن که این شود... کاری کن که آن شود.... خدایا بیا و تنها خدای چند میلیارد منهای یک باش...خدای من...خدای من...خدای من...

و خداوند ، خدای چند میلیارد نفر همچنان صبور...مهربان...می بیند... گوش می دهد... اجابت می کند... مجوز صادرات و واردات می دهد... مدرک آیلتس می دهد... و ما همچنان حتی لحظه ای حاضر نمی شویم که کلمه" من " را حتی به هنگام کمک خواستن فراموش کنیم و همچنان می گوییم " خدای من "


 

خط خطی شده توسط کیان در ساعت 9:53 موضوع | لینک ثابت


جنایت بزرگ !

Image and video hosting by TinyPic

مردم کار می کنند... مردم ورزش می کنند..... مردم جنایت می کنند..... مردم حرف می زنند...... مردم خیانت می کنند....مردم فحش می دهند و جسارت می کنند.....مردم شعار می دهند......مردم توجیه می کنند..... مردم حماقت می کنند..... مردم غرور دارند....... مردم می میرند...... مردم زیر خاک می روند...... مردم می گندند.......مردم از خاک می شوند.....

تا به حال فکر کرده اید که اگر اینگونه است پس چرا زندگی می کنیم؟  می گویند تا به کمال برسیم!!!  ولی آیا می رسیم؟!  باز هم شعار ندهید! چند در صد از ما به کمال می رسیم؟!  درصدی ناچیز!!!  چرا همه عادت کرده اند تا پدر و مادر را دوست داشته باشند؟؟؟!!!!  چون دین گفته است؟؟؟  کدامین عمل ما بر دین است که تا می خواهیم سخن را به کرسی بنشانیم و توجیه کنیم سنگ دین را به سینه می زنیم؟! تا به کی درپی توجیه هستیم؟!  بخوانید فلسفه وجود را......مرد و زن باهم ازدواج می کنند تا در پی ارضاء شهوت بی رحم وهمچنین داشتن کسانی برای نگهداری از آنها و همچنین ساکت نبودن خانه و کاشانه و یکنواخت نبودن زندگی ننگین و کوتاهشان به اصطلاح صاحب اولاد شوند!!!!!!!!!    و  بودن خودشان در این دنیای کثیف و بی رحم را کافی نمی دانند و مسبب ورود اشخاصی دیگر تحت عنوان اولاد به این آشفته بازار می شوند!!!!! وچقدر تعجب برانگیز است که تولد را جشن می گیرند!!!  هرگاه در جشن تولد کسی شرکت می کنم به این فکر هستم که اینان اگر باشند روزی هم برای مرگ کسی که روز تولدش است گریه خواهند کرد و اینان چه حماقتی دارند که خوشحال هستند و باید گریه کنند نه این که شادی کنند چرا که همه می میرند... من...تو...بقیه... جز این است که هر کسی که به دنیا می آید روزی قرار است بمیرد؟؟؟!!!!  بگویید آیا جز این است؟!    پس چگونه است که زن و مرد  به فکر این نیستند که با آوردن شخص دیگری به این دنیا  در واقع مقدمات  یک مرگ را فراهم  می کنند؟؟؟!!!  مرگی که در پی یک میلاد صورت می گیرد... هرچند اگر شخص به دنیا آمده به اصطلاح ما زمینی ها خوش شانس باشد  این مرگ بعد از حدود ۷۰  سال به سراغش بیاید و به اصطلاح جوان مرگ نشود! مرگی که در نوع خود برای اطرافیان یک فاجعه است... یک مصیبت است... و اطرافیان گریه می کنند... شاید ناراحت هستند به این خاطر که حسودی می کنند که او از این دنیای خشن رفته است و ایشان همچنان باید با گند و کثافت این دنیا دست و پنجه نرم کنند! چقدر خود خواه هستند پدر و مادر..... وچقدر بی رحم .... وچقدر بی فکر و بی تدبیر! اگر کسی به دنیا نیاید روزی می میرد؟ گرسنه می ماند؟  تشنگی می کشد؟ سردش می شود؟ گرمش می شود؟ عاشق می شود؟ گریه می کند؟ شکست می خورد؟ درد می کشد؟ جنایت می کند؟خیانت می کند؟ مجازات می شود؟ به جهنم می رود؟  گناه می کند؟ مکافات می دهد؟   پس چقدر خودخواه هستند این پدر ومادر؟   چه جنایتی بالاتر از این که مسبب این همه ملامت شویم؟   چه جنایتی بالاتر از این؟!


 

خط خطی شده توسط کیان در ساعت 16:42 موضوع | لینک ثابت


جدایی

Image and video hosting by TinyPic

 


 

خط خطی شده توسط کیان در ساعت 15:39 موضوع | لینک ثابت


سرنوشت و جدایی...

به سرنوشت نگاه کن که چگونه تصویرگر جدایی هاست... از من خرده مگیر ، چرا که جبر زمانه است که از آغاز هر سلامی به پایانی به درود می رسد...خداحافظ ای محبوب خوب من........خداحافظ...!!!


 

خط خطی شده توسط کیان در ساعت 22:44 موضوع | لینک ثابت


عاشق می شویم و . . . . . .

 Image and video hosting by TinyPic


عشق ، يك عكس يادگاري نيست ، يك مزاح شش ماهه يا يك ساله نيست .

واقعيت عشق در بقاي آن است حقيقت عشق در عمق آن ، و اين هر دو در اراده ي

 انساني ست كه مي خواهد رفعت زندگي را به زندگي باز گرداند .
 
دختران و پسران بسياري هستند كه تمام هدفشان از طرح مساله ي عشق ،رسيدن است .
 
عجب جنجالي به پا مي كنند !

اعتصاب غذا ، تهديد ، گريه ، سكوت ، فرياد ... و سرانجام ، رسيدن .
 
اما از همين لحظه مشكل آغاز مي شود .

 وقتي هدف اينقدر نزديك باشد(گرچه كمي هم دور به نظر مي رسد ) بعد از زماني كه، برق آسا مي گذرد ديگر نمي دانند چه بايد بكنند

. قصد بي حرمتي به هم را كه ندارند !

بي حرمتي ، فرزند دیوانگی ست ، فرزند تكرار .

و اين را بايد مي دانستند كه رسيدن به

پله ي اول چون مناره اي ست كه بر اوج آن اذان عاشقانه مي گويند .

برنامه اي براي بعد از وصل . برنامه اي براي تداوم بخشيدن به وصل 

 



Image and video hosting by TinyPic


 

خط خطی شده توسط کیان در ساعت 13:36 موضوع | لینک ثابت


فهم پدیده عشق

مشکل فهم پدیده عشق از این جا ناشی می شود که مشخص نیست در چه زمانی باید به بررسی آن پرداخت. هنگامی که در یک شرایط عاشقانه به سر می بریم یا وقتی که از آن شرایط عاشقانه فارغ شده ایم...!؟ ضرورت پاسخ به این سوال از این جا مشخص می شود که فهم ما از عشق در این دو شرایط، کاملا متفاوت از هم است. به تعبیر حضرت مولانا:

هر چه گویم عشـق را شرح و بیـان

چون به عشق آیم خجل گردم از آن

 

از دیگر مشکلات فهم عشق، غیرعقلانی بودن و یا حتی ضدعقلانی بودن آن است. از میان احساسات آدمی، شاید تنها عشق باشد که در حصار عقل عمل نمی کند. احساسات ما –دوست داشتن های ما، خشم های ما و....- تا حد زیادی تابع دلایل منطقی هستند و یا لااقل می توانیم برای آنها دلایلی منطقی بیابیم و آنجا که در حصار عقل عمل نمی کنند، آنها را بیمارگونه می خوانیم. اما چرا درباره عشق چنین چیزی صادق نباشد!؟

اصولا ماهیت عشق از نوع دیگری است و عامل آن در همین بی عاملی است! آنجا که بخواهیم برای عشقی که به فردی خاص داریم، دلایلی بشماریم، در واقع اصل عشقمان را زیر سوال برده ایم. عشق تا حد زیادی از حیرانی در پاسخ به چرایی خود، ریشه می گیرد. اصولا پرسش از اینکه چرا عاشق فردی خاص شده ایم، سوالی بی جواب است. اما شاید بتوان پرسید که چرا عاشق می شویم و البته انتظار شنیدن پاسخ داشت!

 

به تصور من، زیباترین پاسخ همانی است که افلاطون در رساله مهمانی، از زبان آریستوفانس می گوید:

« آدمیان در آغاز تنها زن و مرد نبودند بلکه جنس سومی هم وجود داشت که هم مرد بود و هم زن. تن آدمی در آن روزگاران گرد بود و چهار دست و پا داشت و دو چهره در دو سوی سر و باقی اعضا به همین قیاس. آدمیان نیروی شگفت انگیزی داشتند و به سرعت زیاد حرکت می کردند از این رو برای خدایان خطرناک شده بودند. زئوس برای آنکه آنان را از گستاخی باز بدارد، هر فرد را به دو نیم کرد و آنگاه به آپولون فرمان داد که سر هر نیمه ای را به روی گردنش بچرخاند و رویش را به سوی بریدگی برگرداند و زخم بریدگی اش را بهبود بخشد. پس از آن آدمی به دو نیم شد و هر نیمی در آرزوی رسیدن به نیم دیگر بود.»

 

آریستوفانس، شاعری کمدی پرداز است اما در تصویری خیالی که او ترسیم می کند، اندیشه ای حیرت انگیز نهفته است. در واقع عشق، میل رسیدن به آن نیمه گمشده است، معشوقی که تسلای تنهایی انسان است و آن قدرت از دست رفته را به او باز می گرداند. البته این زمانی است که معشوق واقعا نیمه گمشده او باشد! چه معیاری برای ارزیابی این انطباق وجود دارد!؟

همزمان با آغاز عشق و یا شاید پیش از آن، پروسه ی تصویرسازی در ذهن عاشق آغاز می شود. اغلب، این تصاویر نمودی از ایده آل های ذهنی عاشق هستند. البته قرار نیست تناظری میان این تصاویر ایده آلی و معشوق وجود داشته باشد! راز مرگ عشق هایی که به وصال می انجامند، چیزی جز آگاهی یافتن بر این عدم انطباق نیست! این بدین دلیل است که وصال، گام نهادن به دنیای واقعی معشوق است و آغازی است برای محک زدن میزان انطباق رویا و واقعیت که البته نیاز به زمان دارد.

در مورد عشق هایی که هنوز به وصال نرسیده اند، شرایط عاشقانه می تواند سالها ادامه یابد و حتی شدت بیشتری پیدا کند! در این حال، معشوق دست نیافتنی تر و در نتیجه ارزشمندتر به نظر می رسد!

 

اگر در این دنیا هر چیزی از شناخت و دانش نیرو بگیرد، عشق از ناشناختگی است که نیرو می گیرد. فکر نمی کنم فردی عاشق شخصی بشود که سال ها با او ارتباط داشته و تا حد زیادی او را می شناسد. اصولا این آشنایی و شناخت، مانع ذهن برای ساختن تصویر ایده آلی از معشوق است.www.kian.blogfa.com


 

خط خطی شده توسط کیان در ساعت 13:30 موضوع | لینک ثابت


آدم های لحظه ای!!!



هر انسان، صرف نظر از آنچه هست، با تصویری و گاه تصاویری در ذهن های دیگران خود را می نمایاند. مشخصه های این تصاویر لزوما تناظری یک یه یک با مشخصه های من واقعی ندارند.

انسانها، در واقع، با تصویرهای هم به یکدیگر پیوند می خورند. این تصاویر، مانند تصاویر سه بعدی کامپیوتری، با گذشت زمان، جلوه های در ابتدا نادیده ی زیادی را جلوه گر می سازند. این تصاویر جدید می توانند وحشتناک، جذاب، ناامید کننده و یا برانگیزاننده ی هر احساسی باشند!

درست در همین جاست که اولین سنگ سست در روابط و پیوند انسان ها نهاده می شود.

 

 

هنگام پیوند با یکدیگر -صرف نظر از مسئله تصاویر کاذب یا ناقص- با یکدیگر در زمان حال پیوند می خوریم، بی توجه به آنکه با هم بودنمان، قرار است در آینده تداوم یابد.

حتی اگر تصویرهایی که از یکدیگر در ذهن داریم، صد در صد واقعی و منطبق بر ما باشند، کاملا طبیعی است که این تصاویر –در واقع خود ما- در گذر زمان تغییر یابد. هیچ تضمینی وجود ندارد که اگر در آینده بخواهیم تصمیمی را که در گذشته برای در کنار هم بودن، گرفته ایم، بازبینی کنیم، احساس پیشین را داشته باشیم!  اما این که گفته شد عرف است ! حال این سوال پیش می آید که می خواهیم براساس عرف باشیم؟! ....حتی اگر این عرف خوی حیوانی را به یاد ما بیاورد! و چه ناپایدارند آدم های لحظه ای...و چگونه به بازی می گیرند واژه خلیفة الله را...!!!


 

خط خطی شده توسط کیان در ساعت 13:10 موضوع | لینک ثابت


تفاوت عاشق شدن و دوست داشتن

سلام دوستان،با توجه به تفاوت عاشق شدن و دوست داشتن،تصمیم گرفتم نتایج تحقیقات گسترده

Dr.PeterSmith رو در این زمینه وکاملا چکیده به حضورتون برسونم،امیدوارم که مفید وافع بشه         ۱ـ هنگام دیدن کسی که عاشق او هستیدتپش قلب شمازیادشده وهیجان زده خواهیدشداما هنگامی که کسی را میبینید که دوستش داریداحساس سروروخوشحالی می کنید

۲ـ هنگامی که عاشق هستیدزمستان درنظرشمابهاراست اما هنگامی که کسی رادوست داریدزمستان فقط فصلی سرد وشاید زیبا باشد                                                                                         

۳ـوقتی به کسی که عاشقش هستید نگاه میکنید خجالت می کشید اماهنگامی که به کسی که دوستش دارید می نگرید لبخند می زنید                                                                                 

۴ـوقتی درکنارمعشوقه خود هستیدنمیتوانیدهرآنچه راکه در ذهن دارید بیان کنید امادرموردکسی که دوستش دارید شما توانایی آنراداریدwww.DJKian.blogfa.com

۵ـ در روبرو شدن با کسی که عاشقش هستیددست وپای خودراگم می کنیدامادرموردکسی که دوستش داریدراحت تر بوده و توانایی ابرازوجودخواهیدداشت                                                       

۶ـ شمانمی توانیددر چشمان کسی که عاشقش هستیدمستقیم وطولانی نگاه کنیدامامی توانیددرحالی که لبخند برلب داریدمدت ها به چشمان فردی که دوستش داریدنگاه کنید                   

۷ـوقتی معشوقه شماگریه می کندشمانیزگریه خواهیدکردولی درموردکسی که دوستش داریدسعی بر آرام کردن او می کنید                                                                                                          

۸ـ احساس عاشق بودن ودرک آن ازطریق نگاه است اما در درک دوست داشتن بیشترازطریق شنوایی است(ازطریق ابراز علاقه به صورت کلامی است)                                                                      

۹ـ شما می توانیدیک رابطه بر اساس دوست داشتن را پایان دهید،اما هرگز نمی توانید چشمان خود را بر احساس عاشق بودن ببندید چرا که حتی اگر این کار را هم بکنید،عشق همچنان در قلب شماوبرای همیشه باقی خواهد ماند                                                                                                    

وقتی عاشق کسی هستید فقط به بدست آوردن طرف فکر می کنیدولی در مورد کسی که دوستش دارید به همه جوانب مخصوصا به صلاح طرف می اندیشید                                                          

هشدار:مطالب بالا اگرچه تا حدود زیادی درست هستند اما مطلق نیستندواصولا انسانها واحساسات آنها پیچیده تر از اینگونه تحلیلها هستنداین مطلب را با سخنی لز دکتر شریعتی تموم میکنم که :      

دوست داشتن برتر از عشق است و من هرگز خود را تا بلند ترین قله های عشق پایین نخواهم آورد   

www.KianKianKian.blogfa.com


 

خط خطی شده توسط کیان در ساعت 21:38 موضوع | لینک ثابت


جیر جیرک

 جیرجیرک به خرس گفت دوست دارم ........خرس در جوابش گفت الان وقت خواب زمستونی منه ، هر وقت از خواب بیدار شدم راجع بهش صحبت می کنیم......خرس به خواب زمستونی رفت در حالی که نمی دونست عمر جیرجیرک فقط سه روزه......!!!!!!!!!!                                                         


 

خط خطی شده توسط کیان در ساعت 20:32 موضوع | لینک ثابت


عضویت

                 

 

شما با نوشتن نام و ایمیل خود در این قسمت می توانید عضو این سایت شوید و خبرنامه های این وبلاگ را از طریق ایمیل خود دریافت نمایید.....





Powered by WebGozar

 

 

 

 دختر زن ورزشی موبایل بازی مهاجرت زبان انگلیسی کار  دین مذهب اسلام تشیع خیابانی  کانادا مالزی سنی فوتبال  جام جهانی کد جاوا رمز کد سیاسی   علمی  فرهنگی هنری نطامی اقتصادی ارز  فیلم  دانلود        sex   women   woman   men   man   download   girls  girls  free   free download   software   free software     sex   SEX   FREE DOWNLOAD   SOFTWARE   PROFESSIONAL      AMERICAN  CANADA   CANADIAN   SEA   GIRL   HORNY    SEX   SEX   SEX   SEX    SEX   SEX


 

خط خطی شده توسط کیان در ساعت 20:25 موضوع | لینک ثابت


تغییر شکل موس